خرید بک لینک

این خیابان انگار به گرد پای روزها نمی رسد

من در حافظه ی خیابان گمشده ام

بهار بارها به آن باغچه آمده است

معاشقه ی دل انگیز حریر دست هایت

با گلهای باغ

گونه هایت هر روز در مسیر نوازش نور و نسیم

اما در مسیر عبور من

توقفگاهی نیست

باید رفت تا ته این خیابان بی انتها

از نگاه تو می گذرم

با قلبی حک شده با نام تو

می گذرم و جاذبه ی نگاهت رها نمی کند

افسوس

در خیابان یک طرفه

هرگز مجال گفت و گو نیست

پله ها به سوی تو می آیند

تو آن بالا در اوج

اما سکوت تو

کوچه ای بن بست است

و من تا ابد پشت آن در بسته

در انتظار خویش پیر می شوم


فروردین ۱۴۰۴

برچسب: نویسنده: پارسا رحیمی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 19:04

صفحه بندی