اینجا تابلو ورود ممنوع است
در انتهای خیابانی یک طرفه
به هوای تو به آب و آتش زده ام
در چشمان تو
غزالی است هراسان
از آن روز که بازار ماهی ارائهان
به جایی دیگر رفت
علاقمندان تو
از جذبه ی چشمانت گریختند
و آیینه ها و چلچراغ ها
از فروغ نگاهت فروریختند
اما آن ماهی به جای مانده در خیابان
که با دهانی خونین
آب آب می گفت به قلاب توبود
عجیب بود و غریب
صیاد به دام تو افتاده بود
*
اردیبهشت ۱۴۰۴
برچسب:
نویسنده: پارسا رحیمی